اشکال: آیه های بسیار و موارد زیادی از نهج البلاغه وجود داره که در آنها قلب، جایگاه تفکر و احساسات در نظر گرفته شده است و همچنین به عرفا می گویند که عقل جایگاه تفکّر و قلب جایگاه عشق و احساسات است مگه میشه قلب جایگاه تفکر باشه ؟
«قلب» در قرآن و روایات واژه قلب 121بار در قرآن کریم ذکر شده است. مفهوم شناسی واژه قلب قلب در لغت و استعمال عرب هم به معنای قلب صنوبری و هم به معنای عقل (نفس مدرکه) و روح بکار میرود و زمانی که یک کلمه معانی مختلفی دارد برای اینکه بدانیم در کدام معنی بکار رفته باید از سیاق عبارت و قرینه هایی که در عبارت بکار رفته کمک بگیریم. در مورد معنای قلب در قرآن باید به آیه هایی که قرینه های روشنی دارند مراجعه کنیم و معنای قلب را به کمک این قرینه ها بدست بیاوریم و سپس قلب را در آیه هایی که آن را جایگاه تفکّر معرفی کرده به این معنا بگیریم.
بررسی چند آیه : به چند نمونه از این آیه ها توّجه کنید: «ختم اللهُ علی قلوبهم» (بقره/7) «خدا بر دلهای آنها مهر نهاد»
«فی قلوبهم مرضٌ» (بقره/10) «در دلهای آنها مریضی است»
«ثمّ قَسَت قلوبُکم» (بقره/74) «سپس سختدل شدید»
«ألا بِذکر اللهِ تطمَئنُ القلوب» (رعد/28) «آگاه باشید که با نام خدا دلها آرامش پیدا می کند»
وقتی ما میبینیم در قرآن کوری، مریضی، قساوت، آرامش، تکبّر، غفلت، وسوسه، هدایت، و... به قلب نسبت داده میشود از آنجا که این ویژگیها با قلب به معنای روح سازگاری دارند، از مجموع این قرینه ها یقین پیدا میکنیم که قلب در قرآن، به معنای قلب باطنی و روح است و قلب را در آیه هایی که آن را جایگاه تفکّر معرفی میکند به همین معنا میگیریم. [تفسیر نمونه، ج1، ص88، 89.]
بررسی چند روایت در روایات نیز از همین روش استفاده میکنیم و قلبی که جایگاه تفکّر معرفی شده، به معنای روح میگیریم علاوه بر اینکه بعضی از روایتها به صراحت قلب را به معنای عقل (نفس مدرکه) گرفتهاند: در اصول كافى، كتاب العقل و الجهل از حضرت موسى بن جعفر سلام الله علیهما نقل شده كه فرمود: «یا هشام ان اللَّه تعالى یقول فی كتابه: إِنَّ فِی ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ یعنى عقل» «اى هشام به راستى خداى تعالى در كتاب خود مىفرماید: «به راستى در این قرآن یادآورى است براى كسى كه دلى دارد یعنى عقل دارد»
امّا حکمت 108 از نهج البلاغه که قلب صنوبری را جایگاه حکمت و طمع و نومیدی و خشم و... معرفی میکند، بخاطر ارتباطی است که قلب صنوبری با قلب روحانی دارد و بخاطر این ارتباط ویژگیهای روح را به طور مجازی به قلب صنوبری نسبت میدهند.
ارتباط قلب با روح در اینکه قلب صنوبری چه ارتباطی با قلب روحانی دارد؛ علامه در «المیزان» گفته است: قلب صنوبری نخستین عضوی است که روح به آن تعلق میگیرد چرا که در اثر بیهوشی و غش و امثال آن شعور و ادراک انسان از کار میافتد ولی ضربان قلب و نبضش هنوز زنده است در صورتی که اگر قلبش از کار بیفتد دیگر حیاتی برایش باقی نمیماند. بارها در آزمایشهای علمی مغز مرغ را بیرون آوردهاند و دیدهاند که آن حیوان همچنان زنده است. پس مبدأ حیات در آدمی، قلب اوست به این معنی که روحی که در هر جانداری هست نخست به قلب او تعلق میگیرد و پس از آن به سایر اعضا تعلق میگیرد. و همچنین به طور یقین آثار و خواص روحی و روانی چون احساسات، شعور و اراده، حب، بغض، امید و ترس و... همه مربوط به قلب است یعنی روح وقتی این حالتهای روحی را به وسیله مغز درک میکند اثر آن در قلب صنوبری و جریان خون ظاهر میشود. [و الاشارات و التنبیهات، ج3، ص414، 415.] و همین مسئله باعث شده که ادراک و شعور و هر چه بویی از شعور در آن است از قبیل حب، بغض، ترس، حسد، و شجاعت و... را به قلب صنوبری نسبت دهند چرا که روح به وسیله قلب به بدن تعلق میگیرد و آثار این ادراکات نیز در قلب ظاهر میشود.
نتیجهگیری
قلب در لسان قرآن و روایات و در دیدگاه عرفا و حکما به معنای روح است و این قلب روحانی است که جایگاه تفکّر و عشق و احساسات است. و در بعضی از روایات هم که قلب صنوبری جایگاه تفکّر معرفی شده، از روی مجاز و بخاطر ارتباطی است که قلب صنوبری با روح دارد.
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
درباره وبلاگ
سلام به همه شما دوستان
درباره قرآن کریم من نباید بنویسم. کسانی باید بنویسند که اهلیت این کار را دارند. قرار هم همین است اما متاسفانه آن که اهلیت دارد یا گرفتار است یا نمینویسد.این است که بار سنگین این وظیفه دشوار بر شانههای نحیف بنده کمترین افتاد,چه میتوان کرد؟ دعا کنید که ظلوما جهولا نباشم.
اول از خودم بگم یه مقداری تو حوزه درس خوندم(10سال) بعدش یه مقداری جامعه شناسی خوندم (لیسانس) و بعد هم یه مقداری کامپیوتر بلدم (در حد روشن خاموش کردن)یه مقدار هم زبان انگلیسی بلدم(8 ترم کلاس رفتم)و در آخر اینکه حافظ کل قرآن کریم هم هستم که این آخری خیلی برام ارزش داره.
من اینجا یه شهر مجازی از قرآن رو به تصویر کشیدم همانطور که مشاهده می کنید شهر قرآن از وزارت خونه و سازمان های مختلف تشکیل شده و به هر کدوم هم سر بزنید مسائل مربوط به همون سازمان رو می تونید ببینید . اگر مایل به تبادل لینک بودید من رو با نام حافظان نور لینک کنید
اما یک توصیه به همه مخاطبین وبلاگ
قول بدید که هرگز با من موافق نباشید، حداقلش این که کاملا یا فی البداهه موافق نباشید. قول بدید که همیشه دنبال موضوعی برای مخالفت خواهید گشت، دنبال استثناهایی برای چیزهایی که من نوشته ام و استدلال هایی که به نظرتون بی ربط و غلط می رسد. این طوری به من فرصت می دهید که ازتون یاد بگیرم. قول بدید که هیچ چیز رو بی دلیل و منطق قبول نکنید و از اون طرف هیچ چیز رو بدون دلیل و منطق و فقط با اکتفا به شنیده ها رد نکنید
همیشه دنبال حقیقت باشید.
و در آخر اینکه هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .