در زندگی روزمره هر روز در حال شنیدن خبر های متفاوتی هستیم خبرهایی که بعضی ما را خوشحال می کند و بعضی ما در در اندوه فرو میبرد خبرهایی که بعضی صادق است و بعضی اصلا حقیقت ندارد و فقط جنبه شایعه داره و با اغراض مختلفی تو جامعه پخش میشه در فضای مجازی هم خبر ها ین گونه اند و سایت های خبری هر روز خبرهای زیادی را با اغراض مختلف در صفحات خود قرار میدهند اما با این همه خبر بعضی از خبرها به مذاق مخاطبین خوش میاد و  آمار بازدید اون خیلی بالا میره و جزء مطالب پربیننده  اون سایت قرار می گیره  و کلی همه درباره اون خبر نظر میدن

اما تو ماه مهمونی خدا که کم کم داریم به پایان اون نزدیک میشیم  تو شب هایی که بهتر از هزار ماه ارزش دارن یه خبری هست که این خبر پر بازدیدترین خبر تو عالم میشه همه جا از این خبر حرف میزنن تو خونه ها تو مجالس تو محافل همه دارن از لذت این خبر صحبت می کنن و واقعا هم چه خبر لذت بخشی است که وقتی انسان اون رو میشنوه سراسر وجودش رو آرامش فرا میگیره  راستی شما هم این خبر رو شنیدید

این خبری است که از عالم ملکوت برای همه انسان ها فرستاده شده است خبری است که فرستاده آن خداوند متعال است آورنده پیام وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است و خطاب  این پیام به همه انسان هاست و آن خبر این است :

بهترین خبر تاریخ:


(( 
نَبِّىءْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ))
بندگان مرا خبر ده كه بی تردید  منم همان بسیار آمرزنده و مهربان(حجر 49)

آری به همه بندگانم خبر بده که این شب ها سراسر غرق مهر و محبت من هستید  رحمتی ویژه محبتی ویژه.اگر بدانید چقد منتظر شما بودم تا شبی تا سحر با من خلوت کنید و با من عشق بازی کنید سال ها منتظر شما بودم بارها این انتظار خود را با پیامبرانم در میان گذاشته بودم بارها به حضرت عیسی گفته بودم که:

«یا عیسی کَم اُطیلُ النّظَر و اُحسِنُ الطَّلَبَ و َ القَومُ لا یَرجعُونَ»
ای عیسی ! چه قدر دیده به راه بدوزم و حسن طلب نشان دهم و باز این مردم برگشت نکنند ؟)(1)
بارها گفته بودم که اینقدر دیده به راه دوخته ام تا برگردید اما بعضی هرگز بر نگشتند بعضی بعد از سالها و بعضی مدام به در خانه من می آیند اما این شب ها دیگر فرقی میان هیچ کس نیست همه مهمان ویژه خودم هستید.اما حالا که همه مهمان ویژه من خدا هستید حالا که همه تو این شب ها اومدید بزارید دو تا از حرف هایی رو که سال هاست میخوام بگم رو براتون تعریف کنم:

«عبدَی بِحَقّی عَلَیکَ أَنّی اُحِبُّک فَبــِحَقّی عَلَیکَ احبّنی»
بنده من به حقّی که بر من داری من تو را دوست دارم ، تو هم به حقّی که بر تو دارم مرا دوست بدار. (2)

و آخرین درد و دل اینکه خیلی انتظارتون رو کشیدم تا اومدید اگر میدونستید:

« لَو عَلِمَ المُدبــــِروُنُ عَنّی کَیفَ انتَظاری بــِهـــِم و شوقی الی تَوبــَتِهم ، لَماتُوا شَوقاً إِلَیَّ و لَتَفَرَّقَت اَوصالُهُم!!!»

اگر کسانی که به من پشت کرده اند بدانند که چگونه انتظار آنان را دارم ! و به بازگشت آنها مشتاقم ، هر آینه از شوق آمدن به سوی من می میرند و بند از بندشان جدا می گردد.(3)

آیا به راستی بندگان خوبی برای این خدای خوبی ها بوده ایم؟

پی نوشت:
1.2.3)المراقبات میرزا جواد آقای ملکی تبریزی ، ص 38




طبقه بندی: **ویژه نامه های قرآنی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 مرداد 1390 توسط امین ادریسی
نمایش نظرات 1 تا 30