یكی از خصوصیت های بی بدیل دین اسلام كه در آیات الهی مكررا از آن صحبت به میان آمده است،دعوت همه مردم به منطق و عقل و استدلال و برهان می باشد كه با نگاهی اجمالی به قرآن مجید واژه هایی چون (تفكرون و تعقلون و جادلهم بالتی هی احسن )را می توان در بیشتر صفحات این كتاب الهی مشاهده كرد كه این حكایت از پایه های پولادین آئین اسلام دارد كه در طول تاریخ هزار و چهار صد ساله خود و با ایجاد فرقه ها و مذاهب مختلف تنها شیعه توانسته است از این خصوصیت منحصر به فرد نهایت استفاده را بكند و در تمامی صحنه های سیاسی و فرهنگی و علمی و ....راهی جز عقل و درایت، آن هم در سایه سار كتاب الهی و اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) طی نكند.

اما دشمنان شیعه كه در مناظره ها و بحث ها علمی در برابر این منطق محكم،زانو زده و هرگز نتوانسته اند حقانیت خود را اثبات كنند،از روش های دیگر برای مبارزه با شیعیان استفاده كرده اند.تا بلكه بتوانند به ظاهر حقانیتی جعلی برای خود در دنیای امروز به وجود آورند.

سنگسار و شكنجه

از جمله روش های دشمنان برای مبارزه با ادیان الهی وقتی در برابر قدرت منطق و استدلال زانوی ذلت به زمین می زدند،تهدید به تبعید بوده است كه نمونه های متعددی از آن را قرآن مجید برای ما به تصویر می كشد كه از جمله آنها تهدید عموی حضرت ابراهیم است وقتی به این پیامبر الهی می گوید:

«قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتی‏ یا إِبْراهیمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنی‏ مَلِیًّا[مریم:46] گفت: «اى ابراهیم، آیا تو از خدایان من متنفرى؟ اگر باز نایستى تو را سنگسار خواهم كرد، و [برو] براى مدّتى طولانى از من دور شو.»

تبعید 

تبعید نیز ار روش های رایج در بین دشمنان برای رهایی از قبول شكست بوده است كه از نمونه های بارز آن تهدید قوم حضرت شعیب علیه السلام است كه در برابر دعوت این پیامبر الهی به آئین خداپرستی در پاسخ به او می گفتند:

«قالَ الْمَلَأُ الَّذینَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ یا شُعَیْبُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْیَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فی‏ مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهین‏[الأعراف :88] سران قومش كه تكبر مى‏ورزیدند، گفتند: «اى شعیب، یا تو و كسانى را كه با تو ایمان آورده‏اند، از شهر خودمان بیرون خواهیم كرد؛ یا به كیش ما برگردید.» گفت: «آیا هر چند كراهت داشته باشیم؟»

قتل و كشتار 

و در نهایت وقتی كه روش های فوق تاثیری در مبارزه با منطق و عقلانیت بندگان خاص خداوند متعال نداشت،دست به ابزاری غیر انسانی می زنند و مخالفان خود را با سلاح شمشیر از جامعه حذف می كنند تا بتوانند در آسایش و آرامش به آئین خود ادامه دهند،چنانچه قرآن مجید از این ابزار غیر انسانی پرده برداشته و می فرماید:

«فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ[العنكبوت:24]و پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند: «بكشیدش یا بسوزانیدش.» ولى خدا او را از آتش نجات بخشید. آرى، در این [نجات بخشىِ خدا] براى مردمى كه ایمان دارند قطعاً دلایلى است.»

در طول تاریخ این روش از جمله متداول ترین روشها برای مبارزه با مذهب تشیع بوده  است و علمای متعددی را با این روش به شهادت رسانده اند تا چهره باطل و منطق شكست خورده و عنكبوتی خود را به جهانیان نشان دهند كه از جمله آنها حادثه تلخ نیمه شعبان سال 1434 هجری قمری بود كه در این حادثه یكی از دانشمندان شیعی در مصر به نام شیح حسن شحاته را به طرز فجیعی به شهادت رسید.شخصیتی كه:

1)خطابه‌هایش دژهای وهابیت و گروهک‌های ضاله و فرقه‌های منحرف را به لرزه درمی آورد؛ به همین دلیل، این گروهک‌ها و فرقه‌های ضاله، جنگ خود را علیه شیخ آغاز کردند تا سرانجام این حملات، منجر به بازداشت وی در سال 1996 میلادی از سوی دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی رژیم وابسته و مخلوع حسنی مبارک و به زندان افتادن وی تنها به اتهام "اعلام ولایت و وفادارای به امام علی علیه‌السلام و ترویج دوستداری و وفاداری به آن حضرت شد

2)شخصیتی كه سلفی ها بارها در میدان استدلال از او شكست خورده بودند و توانسته بود بسیاری از اهل تسنن مصر را به مذهب تشیع هدایت و پرچم رسوایی وهابیت را در كشور مصر بالا ببرد.

3)دانشمندی كه در شهر «الدورامون»  توانست بیش از 90 درصد دانش‌آموزان را به آیین تشییع درآورد و خشم سلفی ها را برانگیزد.[1]

حادثه ای تلخ بود كه قلب انسانیت را به درد آورد،قلب عقلانیت را جریحه دار كرد،قلب منطق و استدلال را سوزاند،مگر می شود انسان هایی به این درجه از پستی برسند كه حیوانیت جایگزین منطق و استدلال آنان شود ؟

آری اكنون همان هایی كه در صحرای كربلا در پاسخ اباعبدالله الحسین علیه السلام  فریاد می زدند كه ما با تو به به خاطر بغضی كه نسبت به پدرت داریم می جنگیم این روزها نیز فقط به خاطر همان بغض، پیروان و یاران مخلص علی بن ابی طالب را می كشند و شعار انا الحق سر می دهند.به راستی كدام منطق و عقل در دنیای مدرن امروز اینگونه حركات را تایید می كند ؟؟؟

آری اینها از نسل همان افرادی هستند كه قرآن مجید در حق آنان می فرماید :

«فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِساءَهُمْ وَ ما كَیْدُ الْكافِرینَ إِلاَّ فی‏ ضَلال[غافر : 25]پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با او ایمان آورده‏ان د بكشید و زنانشان را زنده بگذارید.» و[لى‏] نیرنگ كافران جز در گمراهى نیست.»

وقتی با حقیقتی آشكار و مسلم و با منطق پولادین شیعه مواجه می شوند دستور به قتل و كشتار شیعیان و بندگان خداوند متعال می دهند.و این سیره تمام دشمنان حق و حقیقت در طول تاریخ بشریت بوده است كه وقتی كمر خود را در برابر منطق و استدلال خمیده می دیدند به تهدید و ارعاب و تبعید و در نهایت كشتار بندگان خدا روی می آوردند.

اما تمام این حركات سبب گسترش اسلام ناب و مذهب تشیع در جهان و خواری پیروان این مذاهب ساختگی خواهد شد ،چنانچه امام خمینی رحمه الله علیه در ترور با شنیدن خبر شهادت یاران و اصحاب خود می فرمود:

(بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می كند. بكشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما ازمرگ نمی ترسیم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست كه در سیاهی شب ، متفكران ما را می كشید. برای اینكه منطق ندارید. اگر منطق داشتید كه صحبت می كردید؛ مباحثه می كردید. لكن منطق ندارید، منطق شما ترور است ! منطق اسلام تروررا باطل می داند. اسلام منطق دارد؛ لكن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تایید می شود)[2]

خلاصه كلام آنكه دشمنان باید با این حقیقت مواجه شوند كه شیعه نه تنها از شهادت هراسی نداشته بلكه آن را فوز عظیمی می داند كه می تواند سبب سعادت شهید در سرای جاویدان و همچون معجونی معجزه آسا سبب اعتلای مذهب تشیع و همچنین رسوایی مذاهب ساختگی مانند وهابیت باشد.

منبع:

[1] مشرق نیوز
[2]صحیفه نور ،جلد هـفتم ، صفحه 183




برچسب ها: بكشید ما را ملت ما بیدار تر می شوند، حسن شحاته، شیح حسن شحاته، منطق مخالفین، شكنجه، تبعید، قتل و كشتار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 تیر 1392 توسط امین ادریسی