بر آن شدیم تا در هر روز ماه مبارك رمضان به بیان معارفی پیرامون یك جزء از قرآن مجید بپردازیم، به همین جهت نكاتی را پیرامون برخی از آیات قرآن كریم در هر روز بیان می كنیم تا علاوه بر انس با قرآن مجید،بتوانیم این كتاب آسمانی را به عنوان یك نسخه مهم برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی خود عملی كنیم.

منطق دشمنان ادیان الهی 

در روز نهم ماه مبارك رمضان به بررسی اولین آیه از جزء نهم قرآن مجید می پردازیم،آیه كه خداوند متعال در آن با به تصویر كشیدن داستان زندگی یكی از انبیای الهی به نام حضرت شعیب به معرفی منطق دشمنان و كفاری كه با با این فرستاده الهی به مبارزه پرداختند،می پردازد وقتی كه این گروه منطق و استدلال و عقلانیت را كنار گذاشته و با تكیه بر تعصبات كور حضرت شعیب را به زورگویی و تهدید به اخراج و تبعید وادار به پذیرش عقائد خود می كنند:

«قالَ الْمَلَأُ الَّذینَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ یا شُعَیْبُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْیَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فی‏ مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهین[الأعراف:88]سران قومش كه تكبر مى‏ورزیدند، گفتند: «اى شعیب، یا تو و كسانى را كه با تو ایمان آورده‏اند، از شهر خودمان بیرون خواهیم كرد؛ یا به كیش ما برگردید.» گفت: «آیا هر چند كراهت داشته باشیم؟»

قرآن مجید در آیات دیگر نیز به معرفی روش های مبارزه كافران با ادیان الهی و به خصوص دین اسلام می پردازد،روش هایی كه هیچ كدام بویی از انسانیت نبرده و همه با هدف تحمیل عقائد باطل خود بر مردم است و مسلما دین تحمیلی هیچ سودی نه به حال افراد و نه به حال جامعه ندار،روش هایی چون:

1-شكنجه و سگنسار
2-تبعید 
3-قتل و كشتار 

«فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِساءَهُمْ وَ ما كَیْدُ الْكافِرینَ إِلاَّ فی‏ ضَلال[غافر:25] پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با او ایمان آورده‏اند بكشید و زنانشان را زنده بگذارید.» و[لى‏] نیرنگ كافران جز در گمراهى نیست.»

اهمیت ایمان و تقوا در رفاه مادی 

یكی از توصیه های قرآن مجید برای بهره مندی از رفاه مادی در زندگی فردی و اجتماعی كسب ایمان و تقواست،البته این دو به تنهایی برای رسیدن به رفاه مادی كافی نبوده و آیات الهی در كنار این دو عامل مهم عوامل دیگری همچون سعی و تلاش و ... را نیز معرفی می كند،اما در كنار تمام عواملی كه وجود دارد،تقوا نقش برجسته و مهمتری دارد:

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُون[اعراف:96]و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏گشودیم، ولى تكذیب كردند؛ پس به [كیفر] دستاوردشان [گریبان‏] آنان را گرفتیم» 

سوالی كه ممكن است با مطالعه این آیه شریفه به ذهن هر فردی خطور كند این است كه اگر تقوا می تواند سبب رفاه مادی در زندگی شود ،چرا كشورهایی كه در كفر مطلق به سر می برند و زندگی آنها در لجن زار گناهان فرو رفته است،از رفاه مادی بیشتری نسبت به كشورهای مسلمان برخوردار هستند و پیشرفت و تكنولوژی و .....در آنها رشد بیشتری دارد؟

در پاسخ به این سوال مفسرین قرآن مجید جواب های متعددی بیان كرده است كه به چند نمونه اشاره می كنیم:

1- بیشتر كشورهای اسلامی تنها نام اسلام را با خود به یدك می كشند و با اسلام واقعی و دستورات طلایی این دین كاملا بی گانه و دور هستند،آیا می توان كشورهای به ظاهر اسلامی مانند عربستان و بحرین و .....را كه برای كشتن مسلمانان متحد شده اند و حتی سوخت هواپیماهای اسرائیلی را برای كشتار مردم بی گناه فلسطین تهیه می كنند،مسلمان نامید؟

2-این عقیده كه كشورهای غربی در رفاه مطلق به سر می برند و هیچ مشكلی ندارد،كمی قابل تامل است چرا كه درست است كه از نظر تكنولوژی و صنعت چند قدمی از كشورهای اسلامی جلوتر هستند،اما مشكلات روحی و روانی و ......در این كشورها نیز وجود دارد و از این مسئله رنج می برند.[1]

3-در منطق قرآن مجید رفاه مادی به دو دلیل در اختیار انسان ها قرار میگیرد ،یكی به دلیل كسب تقوا كه سبب نزول بركات آسمان و زمین می شود كه آیه 96 سوره اعراف به آن اشاره می كند و دیگری به سبب گناه و معصیت و دور شدن از آرمان های الهی است كه قرآن مجید درباره این موضوع می فرماید:

«فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُون[انعام:44]پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند، درهاى هر چیزى [از نعمتها] را بر آنان گشودیم، تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند؛ ناگهان [گریبان‏] آنان را گرفتیم، و یكباره نومید شدند.»

افراد در برابر امر به معروف و نهی از منكر سه دسته اند

در آیات الهی،خداوند متعال سه گروه را در مواجه با امر به معروف و نهی از منكر معرفی می كند :

1- قانون شكنان 
2- كسانی كه بی تفاوت هستند
3-كسانی كه امر به معروف و نهی از منكر می كنند

در داستان حضرت موسی علیه السلام خداوند متعال این سه گروه را به خوبی هرچه تمام تر به تصویر می كشد وقتی كسانی كه نسبت به انحرافات جامعه كاملا بی تفاوت بوده و افرادی را كه در صدد انجام این فریضه الهی هستند،سرزنش می كنند كه قانون شكنان را رها كنید تا دست به هر كاری كه می خواهند بزنند ولی پاسخ این گروه شنیدنی است:

«وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدیداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلى‏ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ[اعراف:164]و آنگاه كه گروهى از ایشان گفتند: «براى چه قومى را كه خدا هلاك‏كننده ایشان است، یا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد، پند مى‏دهید؟» گفتند: «تا معذرتى پیش پروردگارتان باشد، و شاید كه آنان پرهیزگارى كنند»

این افراد در پاسخ به سرزنش های متعدد،دو پاسخ مهم و اساسی را بیان می كردند 

1-اینكه با به وظیفه خود عمل كرده ایم و در نزد خداوند متعال معذور خواهیم بود.
2-پاسخ دوم اینكه ما هرگز در برابر انحرافات اجتماعی بی تفاوت نبوده و به وظیفه خود عمل می كنیم تا بتوانیم انحرافات و كجروی ها در جامعه را اصلاح كنیم.

در آخر ،پیرامون اهمیت این فریضه الهی مطالعه كتاب «امر به معروف و نهی از منكر در اندیشه اسلامی» اثر مایكل كوك و داستان خواندنی نوشتن این كتاب توصیه می شود.

منبع:
[1]برگرفته از تفاسیر نمونه و نور




طبقه بندی: **تفسیر، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 تیر 1392 توسط امین ادریسی